ناصر الدين شاه قاجار
57
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى )
در حالت نزع است ، حاجب الدوله ، حاجى رحيم خان بودند . محمد على خان پيشآمده ، بخارى آتش كرده چاى حاضر بود . عصرى رفتم اندرون ، همهء زنها بودند ، خيلى غصه خورده بودند ، از نبودن ما . گلين خانم ، والىزاده بودند . كلثوم در نظاميه است ، نواب خانم مىگفتند ناخوش است . الحمد لله تعالى سفر مسيله و قم به خير و خوبى اختتام پذيرفت . و السلام . گفتند زينب خانم زن مرحوم ملك قاسم ميرزا فوت شد . ابراهيم خان هم فوت شد . * * * بعد از ورود از قم هواها خيلى سرد شد ، يعنى بطورى سرد شد كه هيچ سال نديده بودم ، سرماى زننده ، بادهاى سوزناك ، ابرهاى شديد ، اما نمىباريد ، مگر دو روزى كولاك برفى كرد ، بازايستاد . يك روزش من رفته بودم عصرى ميدان مشق ، ديدن چادرى كه سابقا ايلچى انگليس پيشكش كرده بود ، زده بودند . بعد از تماشا رفتم لالهزار ، در اطاق عمارت بالا نشسته ميرزا على نقى و غيره همه بودند . ليموى شيرين زياد خوردم ، عمارت خوب نبود ، با آقا دائى كجخلق شدم . * * * پىنوشتها : ( 1 ) - ر . ك . اعتماد السلطنه ، منتظم ناصرى ، به كوشش دكتر محمد اسماعيل رضوانى ( تهران : 1367 ، دنياى كتاب ) ج 3 ، ص 1899 . ( 2 ) - روزنامهء دولت عليه ايران ، نمرهء 614 ( تهران : كتابخانهء ملى جمهورى اسلامى ايران ، 1372 ) ج 2 ، ص 1055 . ( 3 ) - مآرب : ( بر وزن فواعل ) جمع در مثل است ، « ماربة الاخفاوة » يعنى سبب اختيار اين امر حاجت است ، نه شفقت و مهربانى ( فرهنگ آنندراج ) . ( 4 ) - مضجع : آرامگاه . ( 5 ) - روزنامهء دولت عليه ايران ، نمرهء 615 ، همان ، ص 1059 . ( 6 ) - راويه : 1 - توشه دادن و مشك كه در آن آب باشد ، ظرف آب از چرم 2 - ستور آبكش ، شتر آبكش ، اشتر و استر و خرى كه بر آن آب بار كنند ( لغتنامهء دهخدا ) ( 7 ) - دبير الملك : ميرزا محمد حسين دبير الملك فراهانى .